فهرست مقاله
- در این مقاله میخوانید
- عزت نفس چیست؟
- عزت نفس سالم یعنی خودتان را بینقص بدانید؟
- تفاوت عزت نفس و اعتمادبهنفس چیست؟
- ۹ نشانه عزت نفس سالم که باید بشناسید
- عزت نفس سالم چه تأثیری بر زندگی روزمره دارد؟
- یک مثال ساده از عزت نفس در زندگی واقعی
- اشتباه رایج درباره عزت نفس
- از نگاه روانشناسی؛ آیا عزت نفس همیشه ثابت است؟
- تمرین ساده برای شناخت وضعیت عزت نفس خود
- چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
- سؤالات متداول درباره عزت نفس
- جمعبندی
عزت نفس چیست؟ ۹ نشانه عزت نفس سالم که باید بشناسید
تصور کنید در یک جلسه کاری ایدهای مطرح کردهاید، اما دیگران با آن موافق نیستند. چند دقیقه بعد چه اتفاقی در ذهن شما میافتد؟
ممکن است با خودتان بگویید: «ایده من پذیرفته نشد؛ باید ببینم چه چیزی را میتوانم بهتر کنم.»
یا شاید ذهنتان فوراً سراغ جمله دیگری برود: «من اصلاً به اندازه کافی خوب نیستم. همیشه خراب میکنم.»
در هر دو موقعیت، اتفاق بیرونی تقریباً یکسان است؛ اما معنایی که شما از آن اتفاق درباره خودتان میسازید، تفاوت بزرگی دارد.
اینجاست که مفهوم عزت نفس اهمیت پیدا میکند.
عزت نفس چیست؟ به زبان ساده، عزت نفس به نوع نگاه و ارزیابی شما نسبت به ارزش خودتان مربوط میشود؛ اینکه تا چه اندازه خود را انسانی ارزشمند، قابلاحترام و شایسته توجه و مراقبت میدانید، حتی زمانی که اشتباه میکنید، شکست میخورید یا دیگران شما را تأیید نمیکنند.
فردی که عزت نفس سالمی دارد، لزوماً همیشه از خودش راضی نیست، همیشه موفق نمیشود و هیچگاه دچار شک و تردید نمیشود. تفاوت اصلی در این است که شکست، انتقاد یا اشتباه را به معنای بیارزشبودن خودش نمیبیند.
شناخت این موضوع میتواند به شما کمک کند رابطه سالمتری با خودتان، تصمیمهایتان و حتی دیگران داشته باشید.
در این مقاله میخوانید
- عزت نفس چیست و دقیقاً به چه معناست؟
- عزت نفس چه تفاوتی با اعتمادبهنفس دارد؟
- عزت نفس سالم چه شکلی است؟
- ۹ نشانه مهم عزت نفس سالم چیست؟
- آیا افراد دارای عزت نفس بالا هیچوقت خودشان را سرزنش نمیکنند؟
- عزت نفس چگونه روی روابط و تصمیمهای روزمره اثر میگذارد؟
- چگونه میتوانیم وضعیت عزت نفس خود را بهتر بشناسیم؟
عزت نفس چیست؟
عزت نفس را میتوان ارزیابی کلی فرد نسبت به ارزش خودش دانست.
در واقع، وقتی درباره عزت نفس صحبت میکنیم، سؤال اصلی این نیست که «چه کارهایی را خوب انجام میدهم؟» بلکه سؤال عمیقتر این است:
«من درباره خودم، بهعنوان یک انسان، چه احساسی دارم؟»
ممکن است فردی در شغل خود بسیار توانمند باشد، درآمد خوبی داشته باشد، در جمع بهخوبی صحبت کند و از نظر دیگران موفق به نظر برسد؛ اما در درون خود دائماً احساس کند به اندازه کافی خوب نیست.
از طرف دیگر، فرد دیگری ممکن است هنوز مهارتهای زیادی برای یادگیری داشته باشد، گاهی اشتباه کند و حتی در بعضی موقعیتها اعتمادبهنفس کمی داشته باشد؛ اما همچنان برای خودش احترام قائل باشد و ارزش خود را وابسته به موفقیت کامل نداند.
این مثال نشان میدهد که عزت نفس فقط درباره عملکرد ما نیست؛ بیشتر درباره رابطهای است که با خودمان داریم.
وقتی عزت نفس سالم باشد، انسان میتواند بگوید:
«ممکن است اشتباه کنم، اما اشتباه من تمام هویت من نیست.»
«ممکن است کسی مرا نپسندد، اما این موضوع ارزش انسانی مرا از بین نمیبرد.»
«ممکن است هنوز در بعضی زمینهها ضعیف باشم، اما میتوانم یاد بگیرم و رشد کنم.»
عزت نفس سالم به معنی بزرگدیدن خود نیست؛ به معنی کوچکنکردن خود نیز هست.
عزت نفس سالم یعنی خودتان را بینقص بدانید؟
خیر.
یکی از برداشتهای اشتباه درباره عزت نفس این است که فرد باید دائماً خودش را تحسین کند یا تصور کند از دیگران بهتر است.
درحالیکه عزت نفس سالم بیشتر با پذیرش واقعبینانه خود ارتباط دارد.
شما نقاط قوت خود را میبینید، اما ضعفهایتان را نیز انکار نمیکنید.
میتوانید بابت بعضی تصمیمهایتان ناراحت شوید، بدون اینکه خودتان را انسانی شکستخورده بدانید.
میتوانید مسئولیت اشتباه خود را بپذیرید، بدون اینکه ساعتها یا روزها خودتان را تحقیر کنید.
میتوانید از موفقیت دیگران خوشحال شوید، بدون اینکه موفقیت آنها را تهدیدی برای ارزش خودتان تلقی کنید.
بنابراین عزت نفس سالم نه خودشیفتگی است و نه خودستایی. اتفاقاً یکی از نشانههای آن، توانایی دیدن خود به شکلی متعادل است.

تفاوت عزت نفس و اعتمادبهنفس چیست؟
این دو مفهوم به یکدیگر نزدیکاند، اما یکی نیستند.
اعتمادبهنفس بیشتر به باور شما نسبت به توانایی انجام یک کار مربوط میشود.
مثلاً ممکن است بگویید:
«من میتوانم این ارائه را انجام دهم.»
«فکر میکنم از پس رانندگی در این مسیر برمیآیم.»
«میتوانم این مهارت را یاد بگیرم.»
اما عزت نفس بیشتر به ارزشی مربوط میشود که برای خودتان قائل هستید.
یعنی حتی اگر ارائه شما خوب پیش نرود، آیا نتیجه میگیرید «من آدم بیعرضهای هستم» یا میتوانید بگویید «این اجرا خوب نبود و باید بیشتر تمرین کنم»؟
ممکن است کسی در یک زمینه اعتمادبهنفس بالایی داشته باشد، اما عزت نفس او شکننده باشد. برای مثال، فردی ممکن است سخنران بسیار خوبی باشد، اما کوچکترین انتقاد باعث شود احساس کند هیچ ارزشی ندارد.
برعکس، فردی میتواند عزت نفس نسبتاً سالمی داشته باشد، اما در مهارتی که تازه شروع کرده هنوز اعتمادبهنفس زیادی نداشته باشد.
پس عزت نفس بیشتر با «ارزش من» و اعتمادبهنفس بیشتر با «توانایی من» ارتباط دارد.
۹ نشانه عزت نفس سالم که باید بشناسید
عزت نفس چیزی نیست که بتوان فقط با یک رفتار درباره آن قضاوت کرد. همه ما ممکن است در بعضی روزها نسبت به خودمان احساس بهتری داشته باشیم و در روزهای دیگر آسیبپذیرتر باشیم.
بااینحال، بعضی الگوهای رفتاری و ذهنی میتوانند نشان دهند رابطه نسبتاً سالمی با ارزش شخصی خود داریم.
۱. اشتباه را از هویت خود جدا میکنید
یکی از مهمترین نشانههای عزت نفس سالم این است که میان «من اشتباه کردم» و «من آدم بیارزشی هستم» تفاوت قائل میشوید.
فرض کنید تصمیمی گرفتهاید که نتیجه خوبی نداشته است.
فردی که ارزش خود را به عملکردش گره زده، ممکن است بگوید:
«من همیشه خراب میکنم.»
اما فردی با عزت نفس سالمتر احتمالاً میگوید:
«تصمیم خوبی نگرفتم. باید بفهمم کجا اشتباه کردم.»
در جمله دوم هنوز مسئولیت وجود دارد، اما تحقیر وجود ندارد.
این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا وقتی خودمان را بهجای رفتارمان محکوم میکنیم، اصلاحکردن اشتباه سختتر میشود.
۲. میتوانید بدون احساس بیارزشی انتقاد بشنوید
هیچکس از شنیدن انتقاد لذت نمیبرد؛ حتی افرادی که عزت نفس سالمی دارند ممکن است در ابتدا ناراحت یا عصبانی شوند.
اما تفاوت در اتفاقی است که بعد از آن رخ میدهد.
فردی با عزت نفس سالم میتواند از خودش بپرسد:
«آیا بخشی از این انتقاد درست است؟»
اگر درست باشد، از آن استفاده میکند و اگر نادرست باشد، مجبور نیست برای اثبات ارزش خود وارد جنگ دائمی شود.
انتقاد درباره یک رفتار، تصمیم یا عملکرد، لزوماً قضاوتی درباره تمام شخصیت شما نیست.
توانایی جداکردن این دو موضوع یکی از نشانههای مهم بلوغ عزت نفس است.
۳. برای گرفتن تأیید دیگران خودتان را دائماً تغییر نمیدهید
همه انسانها تا حدی به پذیرش اجتماعی نیاز دارند. دوست داریم دیده شویم، مورد احترام قرار بگیریم و از افرادی که برایمان مهماند بازخورد مثبت دریافت کنیم.
مشکل زمانی آغاز میشود که ارزش ما کاملاً به این تأیید وابسته شود.
فردی که عزت نفس سالمتری دارد، ممکن است از تعریف دیگران خوشحال شود، اما برای احساس ارزشمندبودن کاملاً به آن وابسته نیست.
او برای اینکه همه دوستش داشته باشند، دائماً شخصیت، خواستهها، عقاید و مرزهای خود را تغییر نمیدهد.
گاهی ممکن است بداند تصمیمش موردپسند همه نیست و بااینحال، اگر تصمیمی منطقی و هماهنگ با ارزشهایش باشد، آن را انتخاب کند.
۴. میتوانید «نه» بگویید
توانایی نه گفتن همیشه آسان نیست.
گاهی از ترس ناراحتکردن دیگران، از ترس طردشدن یا برای اینکه «آدم خوبی» به نظر برسیم، درخواستهایی را قبول میکنیم که واقعاً توان یا تمایل انجامشان را نداریم.
فردی با عزت نفس سالم میفهمد که احترام به دیگران به معنی نادیدهگرفتن دائمی خودش نیست.
او میتواند محترمانه بگوید:
«متأسفم، این بار نمیتوانم انجامش بدهم.»
بدون اینکه ساعتها بابت آن خودش را سرزنش کند.
نه گفتن سالم به معنی خودخواهی نیست. گاهی فقط به این معناست که شما برای زمان، انرژی، نیازها و محدودیتهای خودتان نیز ارزش قائل هستید.
۵. خودتان را دائماً با دیگران اندازه نمیگیرید
مقایسهکردن بخشی طبیعی از عملکرد ذهن انسان است.
ممکن است درآمد، ظاهر، موقعیت شغلی، تعداد دنبالکنندگان، روابط یا موفقیتهای خود را با دیگران مقایسه کنیم.
اما وقتی عزت نفس کاملاً به مقایسه وابسته میشود، همیشه کسی وجود دارد که در یک زمینه از ما جلوتر باشد و در نتیجه احساس ارزشمندی ما دائماً تهدید میشود.
فردی که عزت نفس سالمتری دارد میتواند موفقیت دیگران را ببیند، بدون اینکه فوراً نتیجه بگیرد:
«پس من هیچ ارزشی ندارم.»
ممکن است از فرد دیگری الهام بگیرد و حتی متوجه شود باید بیشتر تلاش کند؛ اما مسابقه اصلی او با مسیر خودش است.
۶. نقاط ضعف خود را بدون تحقیر میپذیرید
پذیرش نقطه ضعف با تسلیمشدن در برابر آن متفاوت است.
برای مثال، ممکن است بدانید مدیریت زمان خوبی ندارید.
پذیرش سالم یعنی بگویید:
«مدیریت زمان یکی از ضعفهای فعلی من است و باید روی آن کار کنم.»
اما تحقیر خود یعنی بگویید:
«من آدم بینظمی هستم و هیچوقت درست نمیشوم.»
اولی مسیر تغییر را باز میگذارد؛ دومی ضعف را به هویت تبدیل میکند.
افرادی که عزت نفس سالمتری دارند، معمولاً میتوانند تصویر واقعبینانهتری از خود داشته باشند: نه خودشان را بینقص میبینند و نه فقط مجموعهای از ایرادها.
۷. موفقیت دیگران ارزش شما را تهدید نمیکند
دوستی ارتقای شغلی گرفته است. یکی از همکاران شما بیشتر دیده شده است. فردی در شبکههای اجتماعی به موفقیتی رسیده که شما هنوز به آن نرسیدهاید.
چه اتفاقی در درونتان رخ میدهد؟
احساس حسادت یا ناراحتی گاهبهگاه طبیعی است و بهتنهایی نشانه عزت نفس پایین نیست.
اما اگر تقریباً هر موفقیت دیگران برای شما اثباتی باشد که «من عقبافتاده و کمارزش هستم»، ارزش شخصی شما بیش از حد به مقایسه وابسته شده است.
عزت نفس سالم کمک میکند دو واقعیت را همزمان ببینیم:
«او موفق شده است» و «موفقیت او چیزی از ارزش من کم نمیکند.»
حتی میتوانیم از خودمان بپرسیم چه چیزی از مسیر او قابلیادگیری است.
۸. در روابط، خودتان را کاملاً فراموش نمیکنید
روابط سالم به سازگاری، توجه، گذشت و درک متقابل نیاز دارند؛ اما این موضوع با حذف کامل خود متفاوت است.
فردی که عزت نفس سالمی دارد، نیازهای طرف مقابل را مهم میداند، اما نیازهای خودش را نیز به رسمیت میشناسد.
اگر رفتاری ناراحتش کند، میتواند درباره آن صحبت کند.
اگر مرزی بارها نادیده گرفته شود، فقط برای اینکه رابطه را به هر قیمتی حفظ کند سکوت نمیکند.
اگر فردی او را نخواهد، هرچند ممکن است عمیقاً ناراحت شود، لزوماً نتیجه نمیگیرد که «پس من دوستداشتنی نیستم.»
کیفیت یک رابطه میتواند روی احساس ما اثر بگذارد، اما نباید تنها منبع ارزش ما باشد.
۹. با خودتان همانطور حرف میزنید که با یک انسان محترم حرف میزنید
به گفتوگوی درونی خودتان توجه کنید.
وقتی اشتباه میکنید، چه میگویید؟
«چقدر احمقی!»
«تو هیچوقت آدم نمیشوی.»
«همه از تو بهترند.»
یا جملهای شبیه این:
«این اشتباه ناراحتکننده بود. ببینیم چه چیزی میتوانم از آن یاد بگیرم.»
عزت نفس سالم به این معنی نیست که همیشه با خودمان جملات مثبت بگوییم. گاهی لازم است جدی باشیم، مسئولیت بپذیریم و حتی از عملکرد خود ناراضی باشیم.
اما میان مسئولیتپذیری و توهین به خود تفاوت وجود دارد.
اگر حاضر نیستید بعضی جملات را به فردی که دوستش دارید بگویید، شاید لازم باشد درباره گفتن همان جملهها به خودتان نیز تجدیدنظر کنید.

عزت نفس سالم چه تأثیری بر زندگی روزمره دارد؟
عزت نفس فقط یک احساس ذهنی نیست. نوع نگاه ما به ارزش خودمان میتواند بر بسیاری از انتخابهای روزمره اثر بگذارد.
فردی که خودش را شایسته احترام نمیداند، ممکن است مدت زیادی در رابطهای بماند که مرزهای او نادیده گرفته میشود.
ممکن است برای اینکه مورد تأیید قرار بگیرد، بیشتر از توانش مسئولیت قبول کند.
ممکن است با اولین شکست یک هدف را کنار بگذارد؛ نه فقط به این دلیل که شکست سخت بوده، بلکه چون آن شکست را مدرکی برای بیارزشبودن خودش میداند.
در مقابل، عزت نفس سالم میتواند کمک کند فرد شکست را تحمل کند، بازخورد بگیرد، مرزهای شخصی روشنتری داشته باشد و تصمیمهای خود را فقط بر اساس ترس از قضاوت دیگران نگیرد.
البته عزت نفس سالم تضمین نمیکند که همیشه بهترین تصمیم را بگیریم. هیچ ویژگی روانشناختی چنین تضمینی نمیدهد.
موضوع این است که وقتی ارزش خودمان را فقط به نتیجه یک اتفاق وابسته نمیکنیم، آزادی بیشتری برای یادگیری، اصلاح و انتخاب داریم.
یک مثال ساده از عزت نفس در زندگی واقعی
فرض کنید برای یک موقعیت شغلی درخواست دادهاید و انتخاب نشدهاید.
سه واکنش را تصور کنید.
واکنش اول:
«معلوم بود قبول نمیشوم. من به درد هیچ کاری نمیخورم.»
واکنش دوم:
«شرکت اشتباه کرده؛ آنها اصلاً نمیفهمند من چقدر فوقالعادهام.»
واکنش سوم:
«ناراحتم، چون این فرصت را میخواستم. باید ببینم چه چیزی باعث ردشدن من شده است. شاید لازم باشد رزومه یا مهارتم را تقویت کنم؛ اما ردشدن در این موقعیت به این معنی نیست که من انسان بیارزشی هستم.»
واکنش سوم نمونهای متعادلتر است.
نه شکست انکار شده و نه فرد خودش را نابود کرده است.
عزت نفس سالم معمولاً در همین نقطه میانی قرار دارد: واقعیت را میبیند، اما اجازه نمیدهد یک نتیجه تمام ارزش فرد را تعریف کند.
اشتباه رایج درباره عزت نفس
یکی از اشتباههای رایج این است که تصور کنیم انسان دارای عزت نفس سالم باید همیشه خودش را دوست داشته باشد، هیچوقت احساس ضعف نکند و هر روز با تصویر خودش کاملاً راضی باشد.
چنین انتظاری واقعبینانه نیست.
احساس ما نسبت به خودمان میتواند تحتتأثیر خستگی، فشار کاری، شکست، مشکلات رابطه، شرایط جسمانی و بسیاری عوامل دیگر تغییر کند.
حتی فردی با عزت نفس سالم ممکن است روزی از عملکردش ناراضی باشد یا درباره خودش شک کند.
تفاوت در این است که این تجربه موقت به حکم کلی درباره تمام وجود او تبدیل نمیشود.
یک روز بد، مساوی با یک زندگی بد نیست.
یک اشتباه، مساوی با یک شخصیت شکستخورده نیست.
یک «نه» از طرف دیگران، مساوی با دوستداشتنی نبودن شما نیست.
از نگاه روانشناسی؛ آیا عزت نفس همیشه ثابت است؟
عزت نفس را نباید یک ویژگی کاملاً ثابت و تغییرناپذیر تصور کرد.
نگاه ما به خودمان در طول زندگی از تجربههای مختلف تأثیر میگیرد. روابط، بازخوردها، موفقیتها، شکستها، محیط اجتماعی و شیوهای که اتفاقها را تفسیر میکنیم میتوانند بر احساس ما نسبت به خودمان اثر بگذارند.
در عین حال، عزت نفس معمولاً با یک تعریف یا جمله انگیزشی ناگهانی تغییر نمیکند.
رابطه ما با خودمان در طول زمان ساخته شده و تغییر آن نیز معمولاً به مجموعهای از تجربههای تازه، شناخت الگوهای ذهنی و رفتارهای متفاوت نیاز دارد.
به همین دلیل، هدف سالم این نیست که هر صبح خودمان را متقاعد کنیم «من فوقالعادهام».
هدف این است که بتوانیم نگاه منصفانهتر و باثباتتری نسبت به خودمان بسازیم.
تمرین ساده برای شناخت وضعیت عزت نفس خود
برای شروع لازم نیست فوراً تلاش کنید عزت نفس خود را تغییر دهید. ابتدا بهتر است بفهمید در چه موقعیتهایی ارزش خودتان بیشتر به چالش کشیده میشود.
یک هفته، هر بار اتفاقی افتاد که باعث شد احساس کنید «به اندازه کافی خوب نیستید»، این چهار سؤال را یادداشت کنید:

۱. چه اتفاقی افتاد؟
فقط واقعیت را بنویسید.
مثلاً: «مدیرم از بخشی از کارم انتقاد کرد.»
۲. درباره خودم چه نتیجهای گرفتم؟
مثلاً: «من اصلاً در کارم خوب نیستم.»
۳. آیا این نتیجه درباره یک رفتار است یا تمام هویت من؟
انتقاد از بخشی از کار شما با بیارزشبودن شما تفاوت دارد.
۴. اگر همین اتفاق برای فردی که دوستش دارم رخ میداد، به او چه میگفتم؟
احتمالاً نمیگفتید:
«تو هیچ ارزشی نداری.»
شاید میگفتید:
«ببین چه چیزی نیاز به اصلاح دارد و دفعه بعد بهتر عمل کن.»
همین نگاه منصفانه را کمکم میتوانید وارد گفتوگوی خودتان با خودتان کنید.
هدف این تمرین افزایش فوری عزت نفس نیست؛ هدف این است که متوجه شوید چه اتفاقهایی باعث میشوند ارزش خودتان را زیر سؤال ببرید.
چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
گاهی احساس ارزشمندی پایین فقط یک فکر گاهبهگاه نیست و بخش بزرگی از زندگی فرد را تحتتأثیر قرار میدهد.
اگر برای مدت طولانی خودتان را بیارزش میدانید، دائماً خودتان را تحقیر میکنید، روابط آسیبزا را به دلیل ترس از تنهاشدن تحمل میکنید یا این احساسها همراه با اضطراب شدید، افسردگی یا اختلال جدی در زندگی روزمره هستند، صحبت با روانشناس یا متخصص سلامت روان میتواند کمککننده باشد.
مطالب آموزشی رشد فردی میتوانند آگاهی ایجاد کنند، اما جای ارزیابی و کمک حرفهای را در شرایط جدی نمیگیرند.
سؤالات متداول درباره عزت نفس
عزت نفس چیست به زبان ساده؟
عزت نفس یعنی نوع ارزیابی و احساسی که نسبت به ارزش خودتان دارید. فردی با عزت نفس سالم میتواند خودش را با نقاط قوت و ضعف بپذیرد و ارزش خود را فقط به موفقیت، نظر دیگران یا بینقصبودن وابسته نکند.
آیا عزت نفس و اعتمادبهنفس یکی هستند؟
خیر. اعتمادبهنفس بیشتر به باور شما درباره توانایی انجام یک کار مربوط است، درحالیکه عزت نفس به ارزیابی کلی شما از ارزش خودتان ارتباط دارد. ممکن است فردی در یک مهارت اعتمادبهنفس بالا اما در مجموع عزت نفس شکنندهای داشته باشد.
آیا عزت نفس بالا باعث خودخواهی میشود؟
عزت نفس سالم با خودخواهی تفاوت دارد. احترام به خود به معنی بیاهمیت دانستن دیگران نیست. فرد میتواند برای نیازها و مرزهای خودش ارزش قائل باشد و همزمان به حقوق و احساسات دیگران نیز احترام بگذارد.
آیا عزت نفس پایین قابلتغییر است؟
عزت نفس یک وضعیت کاملاً تغییرناپذیر نیست. شناخت الگوهای فکری، تجربههای تازه، ایجاد مرزهای سالم و تغییر شیوه برخورد با خود میتوانند در طول زمان به ساخت رابطه سالمتری با خود کمک کنند. این موضوع معمولاً یک فرایند تدریجی است.
آیا نیاز به تأیید دیگران نشانه عزت نفس پایین است؟
همه انسانها تا حدی دوست دارند مورد پذیرش و تأیید قرار بگیرند. مسئله زمانی جدیتر میشود که ارزش فرد تقریباً بهطور کامل به نظر دیگران وابسته باشد و برای دریافت تأیید، خواستهها و مرزهای شخصی خود را دائماً نادیده بگیرد.
آیا فردی با عزت نفس سالم هیچوقت خودش را سرزنش نمیکند؟
خیر. او هم ممکن است از خودش ناراضی شود یا بابت اشتباهی احساس پشیمانی کند. تفاوت در این است که مسئولیت یک رفتار را با محکومکردن تمام شخصیت خودش اشتباه نمیگیرد.
جمعبندی
اگر بخواهیم در یک جمله پاسخ دهیم که عزت نفس چیست، میتوان گفت عزت نفس نوع رابطه شما با ارزش خودتان است؛ اینکه آیا فقط وقتی موفق، تأییدشده و بینقص هستید خودتان را ارزشمند میدانید یا در روزهای سخت و پس از اشتباه نیز احترام اساسی خود را حفظ میکنید.
عزت نفس سالم به معنی تصور فوقالعادهای از خود نیست.
به معنی این است که بتوانید هم تواناییها و هم ضعفهای خود را ببینید؛ اشتباه کنید و مسئولیت بپذیرید؛ انتقاد بشنوید و بررسی کنید؛ موفقیت دیگران را ببینید و خودتان را حذف نکنید؛ در روابط به دیگران احترام بگذارید و در همان حال خودتان را نیز فراموش نکنید.
شاید یکی از مهمترین نشانههای عزت نفس سالم همین باشد:
شما لازم نیست ثابت کنید از دیگران بهترید تا باور کنید ارزشمند هستید.
برای شروع، امروز فقط به گفتوگوی درونی خودتان توجه کنید. دفعه بعد که اشتباه کردید، ببینید درباره «رفتارتان» حرف میزنید یا تمام «هویتتان» را زیر سؤال میبرید.
همین مشاهده ساده میتواند نقطه شروع شناخت رابطه شما با خودتان باشد.
اگر بخواهید فقط یکی از ۹ نشانه این مقاله را در خودتان قویتر کنید، کدام مورد را انتخاب میکنید؟ تجربهتان را در بخش دیدگاهها بنویسید؛ گاهی همین پاسخ، اولین سرنخ برای شناخت بهتر رابطه ما با خودمان است.
چقدر این پست مفید بود؟
روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.




