فهرست مقاله
- عزت نفس در محیط کار چیست؟
- تفاوت عزت نفس در محیط کار با اعتماد به نفس شغلی چیست؟
- چرا عزت نفس در محیط کار اهمیت دارد؟
- نشانههای عزت نفس پایین در محیط کار
- عزت نفس سالم در محیط کار چه شکلی است؟
- چگونه عزت نفس در محیط کار را تقویت کنیم؟
- محیط کار چگونه میتواند بر عزت نفس کارکنان اثر بگذارد؟
- آیا عزت نفس بالا همیشه باعث موفقیت شغلی میشود؟
- یک تمرین پنجدقیقهای برای پایان روز کاری
- جمعبندی
عزت نفس در محیط کار چیست؟ تأثیر عزت نفس بر موفقیت شغلی و روابط کاری
ممکن است فردی سالها در یک شرکت کار کند، تخصص خوبی داشته باشد و حتی از نظر فنی یکی از نیروهای توانمند مجموعه باشد، اما وقتی زمان بیان نظر در جلسه میرسد سکوت کند. شاید ایده خوبی داشته باشد، اما با خودش بگوید: «احتمالاً حرف من ارزش گفتن ندارد.» ممکن است حجم کاری زیادی به او تحمیل شود، اما نتواند نه بگوید. شاید برای افزایش حقوق یا ارتقای شغلی شایستگی داشته باشد، ولی از مطرح کردن درخواستش خجالت بکشد. حتی ممکن است یک انتقاد ساده از طرف مدیر، چند روز ذهنش را درگیر کند و باعث شود ارزش خودش را زیر سؤال ببرد.
پشت همه این رفتارها الزاماً ضعف مهارت یا کمبود دانش قرار ندارد. گاهی مسئله عمیقتر است و به تصویری مربوط میشود که فرد از ارزشمندی خودش دارد.
عزت نفس در محیط کار میتواند روی نحوه ارتباط ما با مدیر و همکاران، واکنش ما به اشتباه، شیوه پذیرش انتقاد، توانایی مرزبندی، بیان نظر، درخواست حقوق و مزایای منصفانه و حتی تصمیمهای شغلی ما اثر بگذارد.
محیط کار فقط جایی نیست که چند ساعت در آن وظایفمان را انجام میدهیم و در پایان ماه حقوق دریافت میکنیم. برای بسیاری از افراد، بخش قابلتوجهی از زمان، انرژی و تعاملات اجتماعی روزانه در محیط کار سپری میشود. بنابراین طبیعی است که تجربههای شغلی بتوانند بر نگاه فرد به خودش اثر بگذارند و در مقابل، نگاه فرد به خودش نیز روی رفتار حرفهای او تأثیر بگذارد.
در این مقاله میخواهیم دقیقتر بررسی کنیم عزت نفس در محیط کار چیست، چگونه خودش را نشان میدهد، چه تفاوتی با اعتماد به تواناییهای شغلی دارد و برای داشتن رابطه سالمتری با خودمان در محیط کار چه اقداماتی میتوانیم انجام دهیم.
عزت نفس در محیط کار چیست؟
عزت نفس به زبان ساده به ارزیابی و احساسی مربوط میشود که فرد نسبت به ارزشمندی خودش دارد. وقتی این مفهوم وارد فضای شغلی میشود، یکی از سؤالهای مهم این است:
«من در این محیط، خودم را تا چه اندازه فردی ارزشمند، قابل احترام و شایسته میدانم؟»
در روانشناسی سازمانی مفهومی با عنوان عزتنفس مبتنی بر سازمان نیز بررسی شده است. این مفهوم به ادراک فرد از ارزش، اهمیت و اثربخشی خودش بهعنوان عضوی از یک سازمان مربوط میشود.
فردی که عزت نفس سالمی در محیط کار دارد، برای ارزشمند دانستن خودش مجبور نیست هر روز از مدیر یا همکاران تأیید دریافت کند. موفقیت شغلی برای او لذتبخش و مهم است، اما تمام ارزش انسانی خودش را به نتیجه یک پروژه، نظر مدیر، میزان حقوق یا عنوان شغلی گره نمیزند.
او میتواند از اشتباه خودش ناراحت شود، مسئولیت آن را بپذیرد و برای اصلاحش اقدام کند، بدون اینکه فوراً به این نتیجه برسد که «من آدم بیعرضهای هستم.»
این تفاوت بسیار مهم است.
«من در این کار اشتباه کردم» با «من آدم بیارزشی هستم» یک معنا ندارد.
جمله اول درباره یک عملکرد مشخص است؛ جمله دوم درباره ارزش کلی فرد قضاوت میکند.
هرچه بتوانیم میان «ارزش خودمان» و «نتیجه عملکردمان» مرز روشنتری ایجاد کنیم، احتمال اینکه فراز و نشیبهای طبیعی محیط کار هویت ما را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند کمتر میشود.
تفاوت عزت نفس در محیط کار با اعتماد به نفس شغلی چیست؟
عزت نفس و اعتماد به نفس به یکدیگر نزدیکاند، اما یکی نیستند.
ممکن است فردی در انجام یک کار تخصصی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد، زیرا سالها آن کار را انجام داده و مهارت زیادی کسب کرده است. برای مثال، یک حسابدار ممکن است در تهیه گزارشهای مالی بسیار مطمئن عمل کند، یک مدرس هنگام تدریس تسلط بالایی داشته باشد یا یک برنامهنویس در حل مسائل فنی توانمند باشد.
این اطمینان بیشتر به توانایی انجام یک فعالیت مربوط است.
اما عزت نفس بیشتر به ارزشمندی فرد مربوط میشود.
فرض کنید همان فرد متخصص در یک جلسه کاری پیشنهادی ارائه میکند و مدیر پیشنهادش را رد میکند. اگر تمام ارزش شخصی او به تأیید شدن وابسته باشد، ممکن است رد شدن پیشنهاد را به معنای رد شدن خودش برداشت کند.
اما فردی با عزت نفس سالم میتواند بگوید:
«پیشنهاد من پذیرفته نشد. بررسی میکنم چرا و اگر لازم باشد آن را بهتر میکنم.»
او از بازخورد استفاده میکند، اما اجازه نمیدهد یک بازخورد درباره کارش تبدیل به حکم کلی درباره شخصیت و ارزش او شود.
اگر میخواهید ابتدا تصویر روشنتری از مفهوم پایهای عزت نفس و ویژگیهای آن داشته باشید، مقاله عزت نفس چیست؟ ۹ نشانه عزت نفس سالم که باید بشناسید میتواند مکمل این بحث باشد.
چرا عزت نفس در محیط کار اهمیت دارد؟
تصور کنید دو نفر تقریباً مهارت، تحصیلات و سابقه کاری مشابهی دارند.
هر دو وارد جلسهای میشوند که مدیر از اعضای تیم میخواهد پیشنهادهایشان را مطرح کنند.
نفر اول ایدهای دارد اما در ذهنش میگوید:
«اگر حرفم مسخره باشد چه؟»
«بقیه بیشتر از من میفهمند.»
«بهتر است چیزی نگویم.»
نفر دوم هم مطمئن نیست ایدهاش بهترین پیشنهاد ممکن باشد، اما آن را محترمانه مطرح میکند و آمادگی دارد نظر دیگران را بشنود.
تفاوت این دو نفر لزوماً در هوش یا تخصص نیست. بخشی از تفاوت میتواند به ارزیابی آنها از خودشان و نحوه مواجههشان با احتمال رد شدن مربوط باشد.
عزت نفس سالم قرار نیست انسان را به فردی تبدیل کند که همیشه حرف خودش را درست میداند. اتفاقاً یکی از نشانههای بلوغ این است که بتوانیم حرفمان را بیان کنیم و در عین حال احتمال اشتباه بودن آن را هم بپذیریم.
در پژوهشهای روانشناسی سازمانی نیز عزتنفس مرتبط با سازمان با متغیرهایی مانند رضایت شغلی، تعهد، مشارکت و عملکرد شغلی بررسی شده است.
بنابراین عزت نفس در محیط کار صرفاً یک احساس خوب درباره خودمان نیست؛ میتواند با نحوه حضور و رفتار ما در فضای حرفهای ارتباط داشته باشد.

نشانههای عزت نفس پایین در محیط کار
عزت نفس پایین در محل کار همیشه واضح نیست. گاهی فرد از بیرون بسیار آرام، مؤدب و حتی سختکوش به نظر میرسد، اما بخش زیادی از رفتارهایش از ترس قضاوت شدن یا نیاز شدید به تأیید دیگران ناشی میشود.
در ادامه چند الگوی مهم را بررسی میکنیم.
۱. از بیان نظر خود میترسید
جلسه تمام میشود و شما حرفی را که میخواستید بزنید، نگفتهاید.
چند ساعت بعد با خودتان فکر میکنید: «کاش میگفتم.»
اگر این اتفاق گاهی رخ دهد کاملاً طبیعی است. اما اگر تقریباً همیشه ایدههایتان را فقط به دلیل ترس از قضاوت دیگران پنهان میکنید، بهتر است علت آن را بررسی کنید.
گاهی فرد پیش از اینکه دیگران حرفش را ارزیابی کنند، خودش آن را بیارزش فرض میکند.
عزت نفس سالم یعنی برای بیان محترمانه نظر خود حق قائل باشیم، حتی اگر دیگران در نهایت با ما موافق نباشند.
۲. نه گفتن برایتان بسیار دشوار است
همکارتان دوباره از شما میخواهد بخشی از کار او را انجام دهید.
خودتان کار زیادی دارید، خستهاید و میدانید پذیرفتن این درخواست برنامه شما را به هم میریزد، اما باز هم میگویید: «باشه، انجام میدم.»
گاهی دلیل این رفتار همکاری و روحیه تیمی است و مشکلی ندارد. اما گاهی پشت این «بله» ترس از قضاوت یا طرد شدن قرار دارد.
همکاری ارزشمند است، اما همکاری با ناتوانی در تعیین مرز تفاوت دارد.
۳. انتقاد کاری را حمله به شخصیت خود میبینید
مدیر میگوید: «این گزارش نیاز به اصلاح دارد.»
اما چیزی که شما در ذهن خود میشنوید این است: «تو کارمند ضعیفی هستی.»
این تبدیل بازخورد درباره عملکرد به قضاوت درباره هویت، الگویی است که باید مراقب آن باشیم.
بهتر است از خودتان بپرسید: «دقیقاً کدام بخش کار من مورد انتقاد قرار گرفته است؟»
این سؤال ذهن را از «من مشکل دارم» به «یک مسئله مشخص وجود دارد که میتوانم آن را بررسی کنم» منتقل میکند.
۴. دائماً خودتان را با همکاران مقایسه میکنید
دیدن موفقیت دیگران ممکن است احساسات مختلفی در ما ایجاد کند و این طبیعی است. مسئله زمانی شروع میشود که موفقیت هر فرد دیگری تبدیل به مدرکی برای بیارزش بودن ما شود.
مسیر شغلی افراد یکسان نیست. سن، تجربه، شبکه ارتباطی، تخصص، فرصتها، مسئولیتها و اهداف افراد متفاوت است.
مقایسه زمانی مفیدتر است که بپرسیم: «او چه مهارتی دارد که من هم میتوانم یاد بگیرم؟»
۵. موفقیتهای خود را کوچک میکنید
مدیر از عملکردتان تعریف میکند و شما فوراً میگویید: «کاری نکردم.»
پروژه سختی را به پایان رساندهاید و میگویید: «شانس آوردم.»
فروتنی ارزشمند است، اما نادیده گرفتن مداوم تلاش و تواناییهای خود با فروتنی یکسان نیست.
گاهی یک جمله ساده کافی است: «ممنونم، برای این کار واقعاً تلاش کردم.»
۶. بیش از حد به تأیید مدیر وابسته هستید
اگر مدیر از شما تعریف کند، روز خوبی دارید و اگر رفتارش سرد باشد، تمام روز فکر میکنید: «حتماً مشکلی با من دارد.»
تأیید شدن برای همه ما خوشایند است. مسئله زمانی ایجاد میشود که احساس ارزشمندی ما کاملاً در اختیار رفتار فرد دیگری قرار بگیرد.
۷. از درخواست حق خود میترسید
ممکن است مدتها مسئولیت بیشتری بر عهده گرفته باشید، اما نتوانید درباره افزایش حقوق صحبت کنید.
ممکن است شرایط کاری نامناسب باشد، اما از مطرح کردن آن بترسید.
عزت نفس سالم به این معنا نیست که سازمان باید تمام خواستههای ما را بپذیرد؛ بلکه یعنی بتوانیم درخواست منطقی خود را محترمانه و روشن مطرح کنیم.
۸. اشتباه کردن برایتان مساوی با شکست است
دو واکنش را مقایسه کنید:
«اشتباه کردم. علتش را پیدا میکنم، اصلاحش میکنم و کاری میکنم احتمال تکرارش کمتر شود.»
با:
«باز خراب کردم. من اصلاً به درد این کار نمیخورم.»
واکنش اول مسئولیتپذیری ایجاد میکند؛ واکنش دوم انرژی ذهنی را صرف حمله به خود میکند.
۹. برای اثبات ارزش خود بیش از حد کار میکنید
عزت نفس پایین همیشه به شکل کمکاری دیده نمیشود.
گاهی فرد بیش از ظرفیتش کار میکند، تقریباً به هیچ درخواستی نه نمیگوید و حتی هنگام استراحت احساس گناه دارد.
در پشت این رفتار ممکن است این باور قرار داشته باشد: «فقط وقتی ارزشمندم که مفید باشم.»
کار و تلاش مهماند، اما ارزش انسان فقط به میزان بهرهوری او محدود نمیشود.
عزت نفس سالم در محیط کار چه شکلی است؟
داشتن عزت نفس سالم به این معنا نیست که همیشه احساس قدرت کنیم، هیچوقت نگران قضاوت دیگران نباشیم یا از انتقاد ناراحت نشویم.
فرد دارای عزت نفس سالم نیز ممکن است قبل از یک ارائه مهم استرس داشته باشد، از اشتباه ناراحت شود یا با شنیدن یک انتقاد احساس ناخوشایندی تجربه کند.
تفاوت بیشتر در نحوه برخورد با این اتفاقهاست.
او میتواند بگوید:
«ممکن است اشتباه کنم، اما اشتباه من تمام هویت من نیست.»
«ممکن است همکارم از من بهتر باشد، اما موفقیت او ارزش من را کم نمیکند.»
«ممکن است مدیر با درخواست من موافقت نکند، اما من حق دارم محترمانه آن را مطرح کنم.»
در نتیجه عزت نفس سالم بیشتر از اینکه به معنای «من از همه بهترم» باشد، به معنای «من بدون نیاز به برتر بودن از دیگران برای خودم ارزش و احترام قائلم» است.

چگونه عزت نفس در محیط کار را تقویت کنیم؟
اگر در بعضی از نشانههای بالا خودتان را پیدا کردید، قرار نیست با خواندن چند جمله مثبت همه چیز ناگهان تغییر کند.
تغییر معمولاً از مجموعهای از رفتارهای کوچک و تکرارشونده شکل میگیرد.
اگر به دنبال مجموعه گستردهتری از تمرینهای عمومی هستید، مقاله چگونه عزت نفس خود را بالا ببریم؟ ۱۰ راهکار عملی برای تقویت عزت نفس را نیز مطالعه کنید. در اینجا تمرکز ما مشخصاً روی محیط کار است.
۱. عملکردتان را از ارزش شخصیتان جدا کنید
به جای «من بیعرضهام» بگویید: «این کار را خوب انجام ندادم.»
به جای «من همیشه خراب میکنم» بگویید: «در این پروژه اشتباه کردم.»
به جای «من به اندازه کافی خوب نیستم» بپرسید: «کدام مهارت من نیاز به تقویت دارد؟»
رفتار قابل اصلاح است، مهارت قابل یادگیری است و اشتباه قابل بررسی است.
۲. دفترچه شواهد حرفهای بسازید
یک فایل ساده در تلفن همراه، رایانه یا دفترتان ایجاد کنید و کارهایی که خوب انجام دادهاید، مسئلههایی که حل کردهاید، مهارتهای جدید، بازخوردهای مثبت و پروژههای موفق را ثبت کنید.
هدف تعریف غیرواقعی از خود نیست؛ هدف جمعآوری شواهد واقعی برای ارزیابی منصفانهتر خودتان است.
۳. نه گفتن را از موقعیتهای کوچک شروع کنید
اگر همیشه به همه چیز «بله» گفتهاید، از موقعیتهای کوچک شروع کنید.
مثلاً:
«امروز فرصت انجامش را ندارم، اما فردا میتوانم بررسی کنم.»
یا:
«الان دو کار با اولویت بالا دارم. اگر این مورد باید امروز انجام شود، لطفاً مشخص کنیم کدام کار قبلی عقب بیفتد.»
مرزبندی سالم یعنی محدودیت واقعی خود را بشناسیم و آن را محترمانه بیان کنیم.
۴. در جلسات یک بار صدای خودتان را وارد گفتگو کنید
یک هدف کوچک تعیین کنید:
«در جلسه امروز حداقل یک سؤال میپرسم یا یک نظر مرتبط بیان میکنم.»
هدف شما نباید گفتن بهترین حرف جلسه باشد؛ هدف تمرین حضور است.
۵. بازخورد را به داده تبدیل کنید
وقتی انتقاد دریافت میکنید، سه سؤال بپرسید:
دقیقاً چه چیزی نیاز به اصلاح دارد؟
چه بخش مشخصی از این بازخورد برای من قابل استفاده است؟
اقدام بعدی من چیست؟
به این ترتیب بازخورد از حملهای به هویت شما به اطلاعاتی قابل استفاده تبدیل میشود.
۶. موفقیت همکاران را تهدید تلقی نکنید
اگر همکارتان ارتقا گرفت، این اتفاق بهخودیخود چیزی درباره ارزش شما نمیگوید.
به جای تحقیر خودتان بپرسید:
«چه مهارتی داشت؟ چه مسئولیتی قبول کرد؟ چه چیزی میتوانم از مسیرش یاد بگیرم؟»
۷. درخواست خود را بر اساس شواهد مطرح کنید
اگر میخواهید درباره افزایش حقوق، تغییر سمت یا مسئولیت جدید صحبت کنید، دستاوردها، مسئولیتهای اضافه، نتایج و مهارتهای خود را مشخص کنید.
سپس درخواستتان را روشن و حرفهای مطرح کنید.
حتی اگر پاسخ «نه» باشد، نه شنیدن به یک درخواست با بیارزش بودن شما برابر نیست.
۸. درخواست کمک را نشانه ضعف ندانید
حرفهای بودن یعنی بدانیم چه چیزی را میدانیم و چه چیزی را هنوز باید یاد بگیریم.
میتوانید بگویید:
«این قسمت را تا اینجا پیش بردهام، اما درباره این بخش مطمئن نیستم. میتوانید راهنمایی کنید؟»
۹. با خودتان همانطور حرف بزنید که با یک همکار محترم حرف میزنید
اگر همکارتان اشتباه کند احتمالاً او را تحقیر نمیکنید؛ پس هنگام اشتباه خودتان نیز لازم نیست از زبان تخریبکننده استفاده کنید.
مهربانی با خود به معنای فرار از مسئولیت نیست. میتوانید مسئولیت اشتباه را بپذیرید و همزمان خودتان را تحقیر نکنید.
۱۰. هویت خود را فقط به شغلتان محدود نکنید
شغل مهم است، اما تمام هویت ما نیست.
شغل، سمت، شرکت و درآمد ممکن است تغییر کنند.
به سایر ابعاد زندگی مانند روابط، یادگیری، خانواده، علایق، ارزشها، سلامتی و رشد فردی نیز توجه کنید.
محیط کار چگونه میتواند بر عزت نفس کارکنان اثر بگذارد؟
تا اینجا بیشتر درباره مسئولیت فرد صحبت کردیم، اما همه چیز فقط به ذهنیت کارمند مربوط نمیشود.
محیط نیز اهمیت دارد.
فرهنگی که در آن تحقیر، تمسخر، طرد، بیاحترامی یا تخریب مداوم وجود دارد میتواند تجربه کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد.
برای مطالعه جزئیات علمی این مفهوم میتوانید به پژوهش درباره عزتنفس مبتنی بر سازمان و پیامدهای شغلی کارکنان مراجعه کنید.
بنابراین اگر در یک محیط کاری دائماً احساس بیارزشی میکنید، فقط نپرسید: «مشکل من چیست؟»
این سؤال را نیز بپرسید: «در این محیط چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟»
آیا بازخوردها محترمانه هستند؟ آیا انتظارات شغلی روشناند؟ آیا کارکنان فرصت اظهار نظر دارند؟ آیا اشتباه تبدیل به ابزار تحقیر میشود؟ آیا موفقیتها دیده میشوند؟ آیا مرزهای شخصی و حرفهای رعایت میشوند؟
گاهی نیاز است روی الگوهای ذهنی و رفتاری خودمان کار کنیم و گاهی لازم است کیفیت محیطی را که در آن کار میکنیم واقعبینانه بررسی کنیم.

آیا عزت نفس بالا همیشه باعث موفقیت شغلی میشود؟
نه.
این تصور که «اگر عزت نفس بالایی داشته باشی حتماً در شغلت موفق میشوی» بیش از حد سادهسازی شده است.
موفقیت شغلی به عوامل متعددی مانند مهارت، تخصص، تجربه، تصمیمگیری، پشتکار، فرصتها، شرایط اقتصادی، شبکه ارتباطی، مدیریت، فرهنگ سازمان و توانایی یادگیری بستگی دارد.
عزت نفس سالم یکی از عوامل روانشناختی مرتبط با تجربه شغلی است، نه فرمول جادویی موفقیت.
عزت نفس نباید با خودبزرگبینی نیز اشتباه گرفته شود.
فردی که خودش را ارزشمند میداند هنوز باید آموزش ببیند، اشتباهاتش را اصلاح کند، به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت نتایج کارش را بپذیرد.
یک تمرین پنجدقیقهای برای پایان روز کاری
برای یک هفته، در پایان هر روز کاری پنج دقیقه به این چهار سؤال پاسخ دهید:
امروز چه کاری را خوب انجام دادم؟
امروز در کدام موقعیت خودم را بیش از حد قضاوت کردم؟
آیا امروز جایی برخلاف خواسته واقعیام فقط برای جلب رضایت دیگران «بله» گفتم؟
فردا یک رفتار کوچک و محترمانه برای حمایت از خودم چیست؟
لازم نیست پاسخها طولانی باشند. هدف این است که الگوهای رفتاری خودتان را بهتر ببینید.
گاهی تغییر از همین آگاهیهای کوچک آغاز میشود.
جمعبندی
عزت نفس در محیط کار فقط به این معنا نیست که از شغل یا عملکرد خودمان احساس خوبی داشته باشیم. موضوع عمیقتر این است که چگونه ارزش خودمان را در فضای حرفهای تعریف میکنیم.
آیا یک اشتباه کافی است تا خودمان را ناتوان بدانیم؟
آیا مخالفت مدیر باعث میشود احساس کنیم حرفمان ارزشی ندارد؟
آیا موفقیت همکاران را مدرکی برای شکست خودمان میبینیم؟
آیا برای اینکه دیگران از ما راضی باشند مسئولیتهایی بیشتر از ظرفیت خود قبول میکنیم؟
آیا میتوانیم درخواست، نظر و محدودیت خودمان را محترمانه بیان کنیم؟
عزت نفس سالم به معنای برتر دانستن خودمان نیست. همچنین به این معنا نیست که همیشه درست میگوییم، همیشه موفق میشویم یا دیگر به نظر دیگران اهمیت نمیدهیم.
بلکه یعنی بتوانیم میان «ارزش خود» و «نتیجه عملکرد خود» تفاوت قائل شویم.
ممکن است پروژهای شکست بخورد و ما همچنان انسانی ارزشمند باشیم.
ممکن است در یک جلسه پاسخ سؤالی را ندانیم و همچنان شایسته احترام باشیم.
ممکن است درخواست افزایش حقوقمان رد شود و این پاسخ، ارزش شخصی ما را تعیین نکند.
ممکن است همکارمان از ما موفقتر باشد، بدون اینکه موفقیت او چیزی از ارزش ما کم کند.
محیط کار یکی از مهمترین میدانهایی است که باورهای ما درباره خودمان در آن آشکار میشوند. گاهی همین محیط به ما نشان میدهد که کجا بیش از حد به تأیید دیگران وابستهایم، کجا از بیان نظر میترسیم، کجا نمیتوانیم مرز تعیین کنیم و کجا یک اشتباه کوچک را به قضاوتی بزرگ درباره خودمان تبدیل میکنیم.
از امروز لازم نیست همه این الگوها را یکجا تغییر دهید.
فقط یک رفتار کوچک انتخاب کنید.
در یک جلسه نظرتان را بگویید. یک درخواست غیرمنطقی را محترمانه رد کنید. یک موفقیت واقعی خودتان را ثبت کنید. هنگام اشتباه به جای تحقیر خودتان، مسئله را تحلیل کنید یا درباره خواستهای که مدتها درباره آن سکوت کردهاید، محترمانه گفتوگو کنید.
عزت نفس در محیط کار بیش از آنکه با یک تصمیم بزرگ ساخته شود، میتواند در همین انتخابهای کوچک روزانه خودش را نشان دهد؛ انتخابهایی که به خودمان یادآوری میکنند برای محترم شمردن خود، لازم نیست بینقص باشیم.
چقدر این پست مفید بود؟
روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.




